آموزش تصویر سازی
در واقع دکوپاژ عبارت است از میزانسن، طراحی بازی ها، دکور، نور، انتخاب زوایای دوربین، آکسسوار و طراحی صحنه ها و کمک به بیان تصویری یک اثر هنری در قالب فیلم و تصویر متحرک که توسط کارگردان و با فکر و اندیشه او طراحی و اجرا می گردد.البته دیگران درآن دارای نقش می باشند ولی کارگردان مولف اصلی است ودیگران تابع اویند.


خط فرضی:

مهمترین و اساسی ترین چیزی که باید یک کارگردان و فیلمساز رعایت نماید خط فرضی است. خط فرضی خطی است به موازات دوربین که بر اساس نمای معرف فرض می شود و نباید آنرا شکست مگر با دلیل و منطق که توضیح خواهیم داد. تصور کنید شما اگر خط فرضی را رعایت نکنید هنگام تدوین فیلمتان چه فاجعه ای ببار خواهد آمد. به یکباره می بینید جهت حرکت ها عوض می شود و کاراکتر هایتان بجای اینکه بطرف همدیگر بیایند از هم دور می شوند. بطور ساده اینطور می توان خط فرضی را توضیح داد فرض کنید در روبروی شما در یک باغ وحش قفس شیری قرار دارد و شما می خواهید از آن تصویر برداری نمایید شما از روبرو و از چپ و راست و بصورت مورب از شیر درون قفس تصاویر متعددی می گیرید ولی نمی توانید از قفس عبور کرده واز آنطرف قفس تصویر برداری نمایید. در واقع اگر می توانستید از قفس عبور کنید این کار را انجام میدادید ولی هنگام تدوین فیلم تان جهت ها بر عکس می شد. پس در اینجا قفس نقش خط فرضی را داشت که مانع آن شد که ما به آنسوی قفس برویم و خط فرضی شکسته نشد.
البته با پنج قانون کلی می توان خط فرضی را شکست:
1- استفاده از تراولینگ دوربین: یعنی دوربین بر روی ریل و با حرکت بدون کات (قطع) از خط فرضی بگذرد و دور کاراکتر بچرخد.
2- استفاده از نمای خنثی (Hed on): اگر از یک نمای خنثی که استفاده می کنیم قدری طولانی باشد، مانند یک اکستریم لانگ شات یا لانگ شات، تماشاچی فراموش می کند که خط فرضی کجا بوده است ودر اینجا می توان خط فرضی راشکست و بر اساس خط فرضی جدید دکوپاژ را انجام داد.
3- کات اوی (cat away): که شامل استفاده از 1- اینسرت : که در آن وحدت مکانی وجود داشته باشد و شئ مورد نظر قبلا و در نمای قبلی وجود داشته باشد.  2- استفاده از اینتر کات یا کات واسطه بمنظور ایجاد تداوم و گذشت زمان، مانند مرور خاطرات و بازگشت به گذشته (فلاش بک) و استفاده از نمای ابژکتیو (دید دوربین)
4- استفاده از نمای سوبژکتیو (دید بازیگر): نمونه عینی آن را شاید بارها دیده باشید مانند دو کاراکتر که در یک ماشین نشسته اند و از دید بازیگر ها می بینیم که جهت ها عوض می شوند در حالی که این نقطه دید بازیگر است و برای تماشاچی قابل قبول می باشد.
5- استفاده از نمای انتقال حجمی: با دلیل منطقی مانند هرج و مرج، خود کشی، و اتفاق مهمی که در صحنه روی می دهد، می توان خط فرضی را شکست.
پس یک کار گردان با ذوق و آینده نگر هنگام دکوپاژ فیلمش همیشه خط فرضی را در نظر دارد و در موقع تصویر برداری آنرا رعایت می نماید.

انتخاب زوایا و نوع نگاه دوربین

یکی از مهمترین و کاربردی ترین چیزی که در دکوپاژ اهمیت دارد، انتخاب زوایای دوربین است. که در جهت پیشبرد قصه و تاثیرش بر مخاطب و ایجاد حس واقع گرائی نقش اساسی را ایفا می کند. یک فیمنامه خوب و جذاب با یک انتخاب بد زوایای دوربین نمی تواند با مخاطب ارتباط بر قرار سازد. یک کارگردان با ذوق معمولا با انتخاب زوایای دوربین اش مخاطب را به بطن و عمق داستان فیلمش می برد. برای ایجاد حس ابهت کاراکتر هایش معمولا از زوایای Low Angle( زاویه زیر به بالا) استفاده می کند. و برای این کار کادر و قاب تصویرش را طوری انتخاب می کند که با حرکت و چرخش بازیگر روبه جلو این حس به تماشاچی القاء شود. در جائی دیگر برای اینکه تنهائی یک کاراکتر سرگردان را در یک بیابان بی آب و علف نشان دهد و او را با آن مقایسه نماید از زوایای High Angle ( زاویه بالا به پایین) استفاده می نماید. گاهی دکوپاژ را طوری برنامه ریزی می کند که ابتدا با یک نمای  بسته او را نشان می دهد و اورا با زاویه لو انگل می بینیم که مثلا یک آدم قدرتمندی است مثل یک آدمکش فراری ولی با انتخاب درست لنزها و فیلمبرداری یکدست اگر رفته رفته دوربین با ذوم بکی عقب کشیده و از او دور شود بطوری که او جزئی از طبیعت گردد (نمای اکستریم لانگ شات) نمای باز خیلی خیلی دور، در اینجا کارگردان و فیلمساز با انتخاب این نما کوچکی و خواری این آدمکش فراری راکه همه قبلا از او می ترسیدند در برابر طبیعت بی انتها به تصویر می کشد و تماشگر در می یابد که او کوچکتر از آن است که تصور می شد. البته نمای باز همیشه معرف کوچکی نیست، گاهی مواقع برای نشان دادن عظمت و ابهت و بزرگی هم از آن استفاده می شود. مانند فیلمها و سریالهای تلویزیونی و تاریخی که با یک نمای باز و خیلی دور تماشاچی به عمق و عظمت لشگریان پی می برد و آنها را می بیند. پس در اینجا تاکید بر عظمت و ابهت سپاهیان و لشگریان مطرح است ولی در نمای قبلی که گفته شد، مقایسه شخص با طبیعت و بیابان مطرح بود. پس قصه و فیلمنامه اگر درست درک شود خود زوایای مورد نظرش را می طلبد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 16:13  توسط محمدرضا پورتوسلی  |